حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

60

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

و تربلت ؟ ؟ ؟ المرة اذا كثر لحمها و در اصطلاح اطبا عبارت از انتفاخيست كه بنا بر انصباب بلغم رقيق مائى بسبب ضعف هضم و نقصان قوت هاضمه در اطراف و ديگر اعضاء قليلة الدم سخيفة الجوهر مانند اجفان دست دهد چنانچه در استسقاء خاصه زقى بحصول مىانجامد و وجه مناسبت در معنى لغوى و عرفى پرظاهرست ترهّل بفوقانى و راء مهمله و هاء مشدده و لام بر وزن ترهل آنست كه بسببى از اسباب چون فقدان غذا و ملاقات مردخات و غير ذلك رخاوت در بدن و استرخاء در گوشت آن برسد و املى مرادف ترهل دانسته و از آنكه رهل در اصل بمعنى سست شدن گوشت بدن آمده علت موسومه را باسم موسوم ساختند ترخيه بفوقانى و راء مهمله و خاء معجمه و تحتانى و هاء موقوفه بر وزن تفسره است و اسهال غير دموى را بهر سبب كه باشد و از هر عضو كه بود بدين نام نامند فصل هفتم در فوقانى بازاء معجمه مشتمل بر سه مرض تزعزع الدماغ بايد دانست كه تزعزع بفوقانى و زائين معجمتين و عينين مهملتين بر وزن تقلنس در لغت بمعنى حركت‌ست و تزعزع الدماغ در عرف خاص آنست كه عليل در دماغ خود بنا بر تغير وضع اجزاء آن احساس حركت و تمدد اعصاب و عروق قريبة الدماغ نمايد و كار او به درد سر و دوران آن و حالتى شبيه به سدر و نسيان و بسكته در بعضى احيان انجامد چه در قوى دماغيه ضعف و گاهى بطلان راه يابد و ازينجاست كه قسمى از صداع را به تزعزعى موسوم ساختند فائده گاه باشد كه از تحرك دماغ مادهء از مواد بآلة سم ريزد و عليل جملهء روائحه را برائحه واحد كه مناسب ماده باشد درك كند و علت حركت دماغ يا لذت شديده است كه بملاعبه دست دهد چه از لذت قوت دماغ انسان به حركت مىآيد يا رسيدن ضربه و سقطه بسر كه به تفرق اتصال دماغ و تغير وضع اجزاء آن از وضع طبيعى انجامد پس در يك جانب دماغ تمدد و در ديگرى استرخاء بهم رسد و باشد كه انهتاك بعض اغشيه دماغ يا انصداع بعض اجزاء آن صورت بندد و درين هنگام اميد نجات نباشد تزعزع الاسنان تحرك الاسنان‌ست و مر فى فصل الخاء المهمله من هذا الباب تزيد السّن مخفى نماند كه تزيّد بفوقانى و زاء معجمه و تحتانى مشدده و دال مهمله بر وزن ترهل بمعنى زياده شدنست و تزيد السّن عبارت از عظم و بزرگى دندان‌ست در حجم باشد يا در طول و عظم حجمى بنفوذ ماده حاره باشد بارده در جرم دندان و توريم آن مىباشد و ورم بارد بىدرد و حار خالى از درد نباشد و دليل بر قبول دندان مر فضول را متلون شدن آنها بالوان متنورعه‌ست و استدلال بر ماهيّت خلط از رنگ اسنان در اين مرض نيز مىتوان كرد هذا و ازدياد دندان در طول گاهى حقيقى باشد و اين چنان باشد كه در بيخ دندان ورم پديد آيد و ويرا از موضع خود منقطع و جدا سازد و بدان سبب طول